فریبم می دهید.
دروغین است دستهاتان!
8.22.2008
Previous Posts
- مثل فرود آرام یک برگ روی رودی که می رود تا انتهای...
- چه انتظاری می توان از روزهایی داشت که با خبر مرگ ش...
- رقص باشکوهی است شخم زدن صخره های سیمانی، هارمونیک ...
- گم شده ایم. سرگردان، دراین ظلمت تلخ. «ماه را دادیم...
- وهم انگیز مثل صدای زنگ ساعتی که سالها پیش دورش اند...
- همیشه همان جا نشسته اند و به چشمانم زل می زنند. مخ...
- چقدر مزه ی مرگ می دهد این هوا! می نوشمش تا انتها. ...
- شاید روز دیگری در شهری در آن سوی آب ها. شاید من نب...
- پس از این همه پیش رفتن ها، این است همه چیزی که برا...
- هم آوایی مقدس لب های خشکیده از سکوت، و جریان خونین...
Subscribe to
Posts [Atom]


<< Home